فن خطابه

رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یفْقَهُوا قَوْلِی[1]

پروردگارا، سینه‌ام را گشاده گردان و کارم را برای من آسان ساز، پروردگارا از زبانم گره بگشای تا سخنم را بفهمند،

فن خطابه واستدراج او، یکی از مهمترین مباحثی است که در منطق در مبحث صناعات خمس مطرح و علمای منطق پیرامون این مبحث مفصلاً قلم فرسایی نموده‌اند.

منطقییون پیرامون تعریف خطابه می‌گویند: «انها صناعة علمیة بسببها یمکن اقناع الجمهور فی الامر الذی یتوقع حصول التصدیق به بقدر الامکان»

خطابه صناعتی است علمی که هدف آن قانع کردن اکثریت مردم است، در مساله ای که انتظار تصدیق آن را از مردم داریم.

مرحوم مظفر می گویند: علت اینکه او را در مباحث صناعات خمس در کنار شعر و جدل و برهان و... بیان کرده‌ام؟ این است که اوهم مانند اینها ملکه بشود و فرد از مهارت خاصی نسبت به ان برخوردار شود.

اما معنای کلمه استدراج اینست که زمینه را به طور تدریجی فراهم کند، مثلاً برای یک مبحثی که قرار است در منظر عام تفصیل و پیرامون اوصحبت شودو مردم هم عقیده ما را پذیرا باشند، قطعاً باید دارای دو مقدمه صغری وکبری باشد که مطلب مورد نظر درقالب نتیجه بیان و مقصود اصلی را به مخاطبین خود ارائه دهد.

 استدراج دارای انواعی است که به برخی از انها اشاره می‌کنیم.

۱- استدراج برحسب خطیب.

2- استدراج بر حسب مخاطب.

3- استدراج برحسب خطابه.

در یک خطبه فصیح و بلیغ باید سه عنصر اصلی موجود باشد.

عنصر اول: شخصی که در حال انجام خطابه است.

عنصر دوم: مخاطبینی که شنونده خطبهی ان خطیب هستند.

 عنصر سوم مطالبی را که تحت عنوان خطبه در قالب سخنرانی ویاغیره بیان می‌کند؛ که ما در اینجا در صددان هستیم که اندکی در رابطه با عنصر اول «شخصی که در حال انجام خطابه است» مطالبی را بیان کنیم.

۱- خطیب باید قبل از شروع خطابه، دارای ظاهری با وقار باشد که و قار ظاهر او مطالب ارائه شده او را تأیید کنند.

2- شخصیت خطیب باید قبل از ارائه خطبه برای مخاطبین معرفی شده باشد؛ زیرا معرفی شخصیت اثر زیادی در پذیرا بودن اقوال او در انظار عمومی دارد و مردم آن اقوال را راحت‌تر قبول می‌کند.

3-خطیب باید دارای ظاهری آراسته باشد؛ که دراینجا هدف از ظاهر همان ظاهر لباس و اندام اومیباشد. همان چیزی که تمثیل اعراب است. «الهندان حسن القد و تنظیم الملا بس»‌

باید ظاهر آراسته و سر و صورت ومرتب باشد.

۳- خطیب باید روحیات و ذوقیات مخاطبین حتی سن و جنسیت آنها را نیز در نظر بگیردومطالب خود را بااقتضاءحضور مخاطبینش بیان کند.

 ۴ خطیب باید در ارائه خطابه خود ظرافت‌کاری داشته باشد. ظرافت‌کاری برمی‌گردد به بیان تمثیل، شعر، داستان،ایات و روایات و... جهت آسان‌تر فهمیده شدن مطالب او.

5- خطیب باید در ارائه خطابه تناسب خاصی در حرکات موزون دست و صورت نگاه صدا و غیره داشته باشد.

 6- خطیب باید نماینده فضای حاکم بر جلسه خطابه باشد؛ یعنی اینکه اگر جلسه به مناسبت جشن یا سروری برگزارشده است او هم شاد و خرسند باشد و اگر مجلس برای عرض تسلیت و یا ماتم و اندوه و تعزیه باشند، این حزن و اندوه را باید با نگاه خود حرکات دست و حتی نحوه‌ی نشتن و ایستادن خود هنگام خطابه به مخاطبین خود ارجاع دهد.

7-خطیب باید دارای زبانی گویا، روان و سلیس باشد و صوت و لهجه خودش را مناسب با مطالب و اهدافی که دارد بیان کندودر این راه علاوه بر تمرین زیاد طلب استمداد از ذات حضرت احدیت هم لازم است. همان‌طور که موسی علیه‌السلام فرمود: «رب اشرح لی صدری و یسرلی امری اهلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی» آنچه بیان شد برخی از وظایفی است که یک خطیب خوب جهت سخنرانی و ایجاد خطابه مفید از خود باید رعایت کند تا بتوانند علاوه بر رساندن هدف خویش مهر تأییدی از مخاطبین بر مطالب ارائه‌شده خویش هم بزند و در پایان جلسه رضایت طرفین حاصل شود.

وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّـهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ[2]


[1] -طه -25 تا 28

[2] -یونس -10

/ 0 نظر / 17 بازدید