ساده زیستی پیامبران الهی

یکی از زیباترین جلوه‌های زندگی پیامبران الهی و اوصیای گرامیان آنان جلوه ساده زیستی و بی‌آلایشی آنان است.

آنچه باعث گردیده هر کس با کوچک‌ترین معاشرت و یا با اندکی آشنایی مجذوب منش و رفتار آنان گردد، همین سادگی و پیرایگی در رفتار و معاشرت و نشست‌وبرخاست، در عرصه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی آنان است.

پیامبران ساده زیستی را به‌عنوان اصلی اصیل و ستونی استوار در زندگی خویش پاس می‌داشتند. و از ریخت‌وپاش‌های اسراف گونه و جلال و شوکت ظاهری بیزاری می‌جستند. و همین ساده زیستی آنان بود که همه قلوب را لبریز از محبت آنان می‌نمود.

 شهید مطهری (ره) در اوصاف سادگی آن‌ها می‌فرمایند: این‌که پیامبران الهی در زیِ قناعت و سادگی بود سیاست الهی آنان بود. آن‌ها دل‌ها راپٌرمی کردند اما نه با جلال و دغدغه‌های ظاهری بلکه با جلال و چشمه‌های معنوی که توأم با سادگی بود.

 پیامبر گرامی که خود مصداق نام و کامل مکارم اخلاقی بود می‌فرمودند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ»[1] از طرف دیگر هدف اصلی از خلقت، خلقتِ وجود ایشان بود «»[2]، و خداوند متعال خطاب به ملائکه آسمانی می‌فرمودند: «یا مَلاَّئِکتی وَی ا سکان سَم و آتی اِنّی ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِیةً وَلا اَرْضاً مَدْحِیةً وَلا قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضِیئَةً وَلافَلَکاً یدُورُ وَلا بَحْراً یجْری وَلا فُلْکاً یسْری اِلاّ فی مَحَبَّةِ هؤُلاَّءالْخَمْسَةِ الَّذینَ هُمْ تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ الاَْمینُ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ وَمَنْ تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَیتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِهُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها» پس خدای عزوجل فرمود: ای فرشتگان من و ای ساکنان آسمان‌هایم به‌راستی‌که من نیافریدم آسمان بناشده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه‌فلک چرخان و نه دریای روان و نه کشتی در جریان را مگر به خاطر دوستی این پنج‌تن اینان که در زیر کسایند پس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا کیان‌اند در زیر کساء؟ خدای عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و ارکان رسالت‌اند:»[3] رسول معظم اسلام (ص) سراسر زندگی پر خیروبرکت خویش رتبه مبارزه با تجمل‌گرایی اختصاص داده و نسبت به هر چیزی که بتواند از رنگ و بوی ساده زیستی او بکاهد برخورد لازم را انجام می‌داد. هنگامی‌که می‌خواستند به‌جایی بروند اگر گروهی می‌خواستند به دنبال ایشان بروند اجازه نمی‌داد و اگر سواره بودند و کسی می‌خواست با او مشایعت نمایند می‌فرمود: برادر، یکی از این سه را انتخاب کنید. - یا شما جلو برو و من پشت سر شما می‌آیم- یا شما بعد من بیایید -یا اگر امکان داشت بر مرکب دونفری سوار شوند سوار می‌شدند. در احوالات پیامبر اکرم (ص) می‌خوانیم، در عصری که هرکسی به قدرت برسد همواره در هنگام حرکت او سپاه و لشکری را دنبال خود راه‌اندازی می‌کنند و با محافظ و پیش‌قراولان و تشریفات خاصی برای زمان محدودی درجایی حاضر می‌شود اما در جریان مباهله، پیامبر اکرم باعظمت و اعتباری که از ناحیه خداوند متعال به او داده‌شده است در عین سادگی و بی‌آلایشی تمام، همراه با اهل‌بیت خویش حاضر می‌شود شود.

 حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره سیره علمی و عرفانی و ساده زیستی حضرت رسول خاتم (ص) می‌فرمایند: این سادگی را علاوه بر پیامبران الهی اوصیای آن‌ها نیز دارند و ائمه معصوم ما هم هیچ‌کدام از این امر مبرمانمی باشند[4].

 در احوالات امیر مومنان است که روزی انحضرت دو پیراهن خرید، یکی را به سه درهم و دیگری را به دو درهم و جمعاً پنج درهم پرداخت و در بین راه به غلامش قنبر فرمود: لباس سه درهمی را تو بگیر و بپوش.
قنبر گفت: شما بر فراز منبر می روید و برای مردم سخنرانی می فرمایید، شایسته تر هستید که پیراهنِ بهتر را بپوشید.[5]
امام فرمود: تو جوانی و شور و شوقِ جوانی در سر داری و باید آن را که بهتر است بپوشی، وانگهی من از پروردگارم شرم می کنم که از تو - در پوشش لباس - برتری جویم.
من شنیدم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرمود: از همان لباسی که خود می پوشید به غلامانتان بپوشانید و از همان خوراکی که خود می خورید بدان ها بخورانید..

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام با توجه به اینکه خلیفه مسلمین بود اما لباس پشمینه وصله‌دار شده می‌پوشید و مانند ضعیف‌ترین افراد جامعه زندگی می‌کرد.

 حضرت باقر علیه‌السلام در مورد ساده زیستی وصی رسول خدا (ص) می‌فرمایند: «والله إِنْ کَانَ عَلِیٌّ ع لَیَأْکُلُ أَکْلَ الْعَبْدِ وَ یَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ وَ إِنْ کَانَ لَیَشْتَرِی الْقَمِیصَیْنِ السُّنْبُلَانِیَّیْنِ فَیُخَیِّرُ غُلَامَهُ خَیْرَهُمَا ثُمَّ یَلْبَسُ الْآخَرَ فَإِذَا جَازَ أَصَابِعَهُ قَطَعَهُ وَ إِذَا جَازَ کَعْبَهُ حَذَفَهُ وَ لَقَدْ وَلِیَ خَمْسَ سِنِینَ مَا وَضَعَ آجُرَّةً عَلَی آجُرَّةٍ وَ لَا لَبِنَةً عَلَی لَبِنَةٍ وَ لَا أَقْطَعَ قَطِیعاً وَ لَا أَوْرَثَ بَیْضَاءَ وَ لَا حَمْرَاءَ وَ إِنْ کَانَ لَیُطْعِمُ النَّاسَ خُبْزَالْبُرِّ وَ اللَّحْمِ وَ یَنْصَرِفُ إِلَی مَنْزِلِهِ وَ یَأْکُلُ خُبْزَ الشَّعِیرِ وَ الزَّیْتِ وَ الْخَلِّ»[6]

به خداوند قسم؛ علی بن ابیطالب علیه‌السلام همانند بنده‌ای غذا می‌خورد و همانند بنده‌ای می‌نشست. دو پیراهن سنبلانی می‌خرید و به غلامش اختیار انتخاب بهترین آندورا می‌داد و خود او آن لباس دیگر را می‌پوشید. اگر پیراهنش از مقدار انگشتانش بلندتر بود، آن را قطع می‌کرد و اگر از پاهایش (قوزک پا) بلندتر بود آن را جدا می‌ساخت. پنج سال ولایت کرد درحالی‌که [برای خود] آجری را بر آجر و خشتی بر خشت نگذاشت و قطعه زمینی را مالک نشد. نقره و طلا به ارث نگذاشت. به مردم نان گندم و گوشت می‌داد و به خانه بازمی‌گشت و نان جو و روغن و سرکه می‌خورد.

 

 

 

 


[1] - بحار الانوار، ج 68، ص 382

[2] - بحارالانوار، ج ۱۵، ص ۲۸

[3] - حدیث کساء

[4] -نهج‌البلاغه خطبه 159

[5] -بحارالانوار، ج40، ص324

[6] -امالی صدوق-صفحه 232

/ 0 نظر / 31 بازدید