اسمانهای هفتگانه

 الَّذِى جَعَلَ لَکُمُ الأَرْض فِرَشاً وَ السمَاءَ بِنَاءً وَ أَنزَلَ مِنَ السمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَتِ رِزْقاً لَّکُمْ  فَلا تجْعَلُوا للَّهِ أَندَاداً وَ أَنتُمْ تَعْلَمُونَ (نباء۲۲)

ترجمه

 آنکس که زمین را بستر شما قرار داد و آسمان (جو زمین) را همچون سقفى بر بالاى سر شما و از آسمان آبى فرو فرستاد، و بوسیله آن میوه‏ها را پرورش داد، تا روزى شما باشد، بنابر این براى خدا شریکهائى قرار ندهید در حالى که مى‏دانید (هیچ یک از این شرکاء و بتان نه شما را آفریده‏اند و نه شما را روزى مى‏دهند).

کلمه سماء در قرآن به معانى مختلفى آمده است، که قدر مشترک همه آنها چیزى است که در جهت فوق قرار گرفته است، یکى از آنها که در این آیه به آن اشاره شده است همان جو زمین است، یعنى قشر هواى متراکمى که دور تا دور کره زمین را پوشانده، و طبق نظریه دانشمندان ضخامت آن، چند صد کیلومتر است.

اگر به نقش اساسى و حیاتى، این قشر ضخیم هوا، که زمین را از هر سو احاطه کرده است بیندیشیم خواهیم دانست که تا چه حد این سقف، محکم و براى حفاظت انسانها مؤثر است. این قشر مخصوص هوا که همچون سقفى بلورین، اطراف ما را احاطه کرده در عین اینکه مانع از تابش نور آفتاب - این اشعه حیاتبخش و زندگى آفرین - نیست بقدرى محکم و مقاوم است که از یک سد پولادین که چندین متر ضخامت داشته باشد نیز محکمتر است! اگر این سقف نبود، زمین دائما در معرض رگبار سنگهاى پراکنده آسمانى بود و عملا آرامش از مردم جهان سلب مى‏شد ولى این قشر فشرده چند صد کیلو مترى تقریبا تمام سنگهاى آسمانى را قبل از سقوط به سطح زمین مى‏سوزاند و نابود مى‏کند و تنها تعداد بسیار کمى مى‏توانند از آن عبور کرده و به عنوان یک زنگ خطر براى زمینیان به گوشه‏اى پرتاب شوند، و این تعداد کم هرگز نتوانسته است آرامش را بر هم زند.

آسمانهای هفتگانه در قرآن

هُوَ الَّذِى خَلَقَ لَکُم مَّا فى الأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ استَوَى إِلى السمَاءِ فسَّو لهُنَّ سبْعَ سمَوَتٍ  وَ هُوَ بِکلّ‏ِ شىْ‏ءٍ عَلِیمٌ (بقره۲۹)

ترجمه

او خدائى است که همه آنچه (از نعمتها)در زمین وجود دارد، براى شما آفریده سپس به آسمان پرداخت، و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود و او به هر چیز آگاه است.

مقصود از آسمانهاى هفتگانه چیست؟ مفسران و دانشمندان اسلامى بیانات گوناگونى دارند و تفسیرهاى مختلفى کرده‏اند:

1 - بعضى آسمانهاى هفتگانه را، همان سیارات سبع مى‏دانند (عطارد زهره، مریخ، مشترى، زحل، و ماه و خورشید) که به عقیده دانشمندان فلکى قدیم جزء سیارات بودند.

2 - بعضى دیگر معتقدند که منظور طبقات متراکم هواى اطراف زمین است و قشرهاى مختلفى که روى هم قرار گرفته است.

3 - بعضى دیگر مى‏گویند: عدد هفت در اینجا به معنى عدد تعدادى (عدد مخصوص) نیست، بلکه عدد تکثیرى است که به معنى تعداد زیاد و فراوان مى‏باشد، و این در کلام عرب و حتى قرآن نظائر قابل ملاحظه‏اى دارد مثلا در آیه 27 سوره لقمان مى‏خوانیم: و لو ان ما فى الارض من شجرة اقلام و البحر یمده من بعده سبعة ابحر ما نفدت کلمات الله: اگر درختان زمین قلم گردند، و دریا مرکب، و هفت دریا بر آن افزوده شود، کلمات خدا را نمى‏توان با آن نوشت.

به خوبى روشن است که منظور از لفظ سبعه در این آیه عدد مخصوص هفت نیست بلکه اگر هزاران هزار دریا نیز مرکب گردد، نمى‏توان علم بى‏پایان خداوند را با آن نگاشت.

بنابر این سماوات سبع اشاره به آسمانهاى متعدد و کرات فراوان عالم بالا است بى آنکه عدد خاصى از آن منظور باشد.

4 - آنچه صحیحتر به نظر مى‏رسد، این است که مقصود از سماوات سبع همان معنى واقعى آسمانهاى هفتگانه است، تکرار این عبارت در آیات مختلف قرآن، نشان مى‏دهد که عدد سبع در اینجا به معنى تکثیر نیست، بلکه اشاره به همان عدد مخصوص است.

منتها از آیات قرآن چنین استفاده مى‏شود که تمام کرات و ثوابت و سیاراتى را که ما مى‏بینیم همه جزء آسمان اول است، و شش عالم دیگر وجود دارد که از دسترس دید ما و ابزارهاى علمى امروز ما بیرون است و مجموعا هفت عالم را به عنوان هفت آسمان تشکیل مى‏دهند.

شاهد این سخن اینکه: قرآن مى‏گوید: و زینا السماء الدنیا بمصابیح: ما آسمان پائین را با چراغهاى ستارگان زینت دادیم (فصلت - 12).

در جاى دیگر مى‏خوانیم: انا زینا السماء الدنیا بزینة الکواکب: ما آسمان پائین را با کواکب و ستارگان زینت بخشیدیم (صافات - 6).

/ 0 نظر / 8 بازدید