مظلومیت مولا علی(ع)

قصه پر غصه مظلومیت مولا علی (سلام‌الله‌علیه) قصه مظلومیت انسان و غربت اسلام است. خانه‌نشینی او تبیین خانه‌نشینی قرآن و عزلت ایمان است. با این مظلومیت و خانه‌نشینی تنها او نبود که از حق مسلم خویش محروم ماند بلکه همه تاریخ بشریت از نعمت رهبری و حکومت او بی‌بهره شدند. او باایمانش با عملش باتقوایش و با شجاعت و شمشیرش با مدیریت و تدبیرش شایسته‌ترین انسان برای برقراری حکومتی عادلانه و توحیدی در دوران پس از شهادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) بود.

اما آنانکه دنیا پرستی را بجای خدا پرستی، سیاست بازی را بجای عدالت گستری، ریاست طلبی را بجای تقوی، فتنه گری را بجای امنیت، فریبکاری را بجای مدیریت برگزیده بودند به یقین عدالت او را بر نمی‌تافتند و حکومت الهی او را تاب تحمل نداشتند. خانه نشینش کردند تا خود بر مسند حکومت نشینند. خلع سلاحش نمودند تا مصالح دنیایی و مطامع نفسانیی خویش را بی مزاحمت او به کف آورند. می‌دانستند که او مصلحت اسلام را بر هر مصلحت دیگری ترجیح می‌دهد و صلاح مسلمین را از هر چه خود و خاندانش دارند گرامی‌تر می‌شمارد. می‌دانستند که او خار خلیده در چشم‌های خود را تحمل می‌کند و از حق خویش چشم می‌پوشد اما حاضر نیست چشمه‌های هدایت بخشکند.

می‌دانستند که استخوان مانده در گلوی خود را تاب تحمل می‌آورد و محرومیت از همه حق و حقوق خویش را می‌پذیرد اما حاضر نیست گلوی حقیقت فشرده شود و حق به مخاطره افتد. بنده به آقای دکتر محمد جواد مشکور می گویم بر شما مطلبی مجهول مانده است و آن اینکه چرا در اجتماع سقیفه کسی از مهاجر و انصار سخنی از حدیث غدیر با وجود مسلمیت آن به میان نیاورده است اگر طرفداران علی (سلام‌الله‌علیه) به آن حدیث که از تاریخ صدور آن بیش از یکسال نمی‌گذشت و بایستی همه کسانیکه در حجة الوداع حاضر بودند آن را به خاطر داشته باشند ذکری می‌کردند سر نوشت اسلام طور دیگر می‌شد.

خود امیر المومنین (سلام‌الله‌علیه) در ماجرای غصب خلافت فرمودند: ((به خدا سوگند - پسر ابی قحافه- ردای خلافت را به تن کرد در حالیکه خوب می‌دانست که نقش من در گسترش حکومت اسلامی همچون محور سنگ آسیاب است که بدون آن چرخشی پدید نمی‌آید. او می‌دانست که سیل‌ها و چشمه‌های علم و فضیلت از دامن کوهسار وجودم جاری است و مرغان در پرواز اندیشه‌ها به افکار بلند من راه نتوانند یافت. پس من ردای خلافت را رها کردم و دامن خود را از آن در پیچیدم و کناره گرفتم در حالیکه در این اندیشه بودم که آیا دست تنها بدون یاور بپاخیزم و حق خود و مردم را بگیرم یا در محیط پر خفقان و ظلمت آلودی که پدید آورده بودند صبر کنم محیطی که در آن پیران را فرسوده جوانان را پیر مردان با ایمان را تا واپسین دم زندگی به رنج وا می‌دارد. عاقبت به این نتیجه رسیدم که بردباری و صبر به عقل نزدیکتر است لذا شکیبایی ورزیدم ولی به کسی می‌ماندم که خاشاک چشمش را پر کرده و استخوان راه گلویش را گرفته است و با چشم خود می‌دیدم که حق و میراثم را به غارت می‌برند.))[1]

در جای دیگر فرمودند: ((من از زمانی که حق را یافتمه ام در آن تردید نکرده‌ام. اگر مدتی کناره گرفته‌ام نه از این جهت بود که در حق خود تردید کنم یا برای خود ترسیده باشم بلکه ترس من همچون ترس حضرت موسی (علیه السلام) بود-موسی (علیه السلام) بر خود نترسید ترسش از این بود که در غوغای ساحران_ جاهلان پیروز گردند و مردم را به گمراهی بکشانند)). [2]

ودر جای دیگر فرمودند: ((اگر سخن حق بگویم و حق را مطالبه کنم می گویند: بر ریاست و حکومت حریص است و اگر دم فرو بندم و ساکت نشینم خواهند گفت: از مرگ می‌ترسد؛ اما هیهات بر شما پس از آن همه جنگ‌ها و حوادث این گفته بسی نارواست به خدا سوگند علاقه فرزند ابوطالب به مرگ از علاقه طفل شیر خوار به پستان مادر بیشتر است اما من از علوم و حوادثی آگاهم که اگر بگویم همانند طناب‌های آویزان شده در چاهای عمیق به لرزه در آیید.)) عمق مظلمومیت علی (سلام‌الله‌علیه) را در همین سخن درد آلود می‌توان در یافت. به راستی: چه زمینه چینی‌های قبل از شهادت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) صورت گرفته بود که بلافاصله پس از آن حضرت جوی چنین مسموم فضایی این قدر تاریک و محیطی این گونه پر خفقان ایجاد شده بود که طراوت را از جوانان می‌ربود و فرسودگی را بر پیران عارض می‌نمود. به راستی: چه تبلیغات کور و کر کننده‌ای را بر علیه امیر المومنین به راه انداخته بودند که همه تاریخ افتخار آمیز رشادت‌ها و جانبازی‌های او را در پرده کتمان قرار داده و تهمت و ترس و عافیت طلبی را علیه او رایج کرده بودند.

به راستی: چه توطئه‌ای را با چه ظرافتی و شیطنتی در جامعه نو پای اسلامی آن دوران سازمان داده و ساماندهی کرده بودند که کیان دین و اصل رسالت را در معرض خطر قرار داده بود. بی تردید همه عظمت‌هایی امیر المومنین (سلام‌الله‌علیه) و همه ارزش‌های وجودی آن بزرگوار تحت الشعاع همین صبر و ایثار است که در چنین شرایطی از خود نشان داد. مقاومت در برابر این همه ظلم تحمل این همه مظلومیت گذشتن از همه چیز و همه کس به گونه‌ای که همه عزیزانش را از او بگیرند حتی زهرایش را هم پیش چشمانش کتک زده و شهید نمایند و او حتی دم بر نیاورد تا مبادا اسلام عزیز این امانت ارجمند پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) آسیبی ببیند. آیا سربازی برای اسلام، جانبازی برای پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و پاکباختگی در راه خدا جز او مصداق کاملی می‌تواند داشته باشد. به یقین فرشتگان خدا هم در برابر این همه از خود گذشتگی و استقامت مبهوت مانده‌اند. مظلومیت امام علی (سلام‌الله‌علیه) در گفتار خود آن حضرت مورد تصریح قرار گرفته است آنجا که می‌فرماید: ((به خدا سوگند: از هنگام وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تا کنون همواره از حق خویش محروم مانده‌ام و دیگران به نا حق برمن مقدم داشته شده‌اند))[3]

پیش از او خود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روضه خوان مظلومیت ایشان بوده است. آنجا که قبل از رحلت خویش در روایتی نکات بسیاری از فضایل امیر المومنین (سلام‌الله‌علیه) را بر می‌شمارد و در پایان بی اختیار به گریه می افتد وقتی از ایشان سؤال می‌شود ای رسول خدا چرا گریه می‌کنید می‌فرمایند: جبریل به من خبر داد که کینه ورزان پس از من بر علی (سلام‌الله‌علیه) ظلم می‌کنند و حقش را از او باز می‌دارند و با او به جنگ می‌پردازند و فرزندانش را شهید می‌کنند و پس از او بر خاندانش ستم‌های فراوان روا می‌دارند ()[4]

در روایتی دیگر از ابن عباس نقل شده است که پیش از رحلت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به خدمت آن حضرت شرفیاب شدم و عرض کردم: پدر و مادرم فدای شما ای رسول خدا حال که اجل شما نزدیک است ما را به چه امر می‌فرمایی؟ حضرت فرمودند: ای ابن عباس! با هر کس که مخالف علی (سلام‌الله‌علیه) است مخالفت کن و هرگز با آنها همکاری منما و ایشان را به دوستی مگزین. عرض کردم: ای رسول خدا! پس چرا مردم را به ترک مخالفت با او امر نمی‌فرمایید؟ حضرت بسیار گریستند تا آنجا که از حال رفتند. پس از آن فرمودند: ((یابن عباس سبق الکتاب فیهم و علم ربی))

(ای پسر عباس! تقدیر الهی و علم خداوند پیش از این درباره آنان صورت گرفته است. سوگند به خدایی که مرا به رسالت مبعوث کرد! هیچ یک از مخالفین و منکرین حق او از دنیا نمی‌روند مگر اینکه خداوند نعمت‌های او- از جمله ایمانش- را دگرگون می‌سازد. ای پسر عباس! اگر می‌خواهی خداوند را با رضایت ملاقات کنی پیرو علی (سلام‌الله‌علیه) باش به هر کجا که او روی کند تو هم روی کن به امامت او راضی باش دشمنانش را دشمن و دوستانش را دوست بدار. ای پسر عباس! از اینکه شکی درباره او پیدا کنی بر حذر باش که شک درباره علی (سلام‌الله‌علیه) کفر به خداست)[5]

مظلومیت امام علی (سلام‌الله‌علیه) ادامه خواهد یافت تا زمانیکه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام نمایند و حکومت ایشان مستقر گردد. بر همه است بر محبت ایشان اجتماع کنند و بدخواهان ایشان کم شوند و دشمنان ایشان ذلیل گردند و ستایندگان ایشان یسیار شوند و قیام حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وقتی صورت می‌گیرد که چهره شهرها دگرگون گشته و بندگان خدا در موضع ضعف قرار گیرند و مردم از هر گونه گشایشی نا امید شوند. [6]

مظلومیت امام علی (سلام‌الله‌علیه) به تصریح پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) تنها در دوران زندگانی آن حضرت نیست شهادت مظلومانه‌اش مراسم تکفین و تدفین شبانه‌اش قبر ده‌ها سال مخفی مانده‌اش حق کتمان شده‌اش مقام ناشناخته مانده‌اش فرزندان شهیدش شیعیان شکنجه دیده‌اش همگی استمرار مظلومیت ایشان است.

چه کسی به مظلومیت همیشگی او خواهد گریست؟

چه کسی نام و مرام او را از مظلومیت این همه قرن رهایی خواهد بخشید؟

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (سلام‌الله‌علیه) نوری بود که به امر خداوند متعال 1400 سال پیش در عرصه این جهان زده شد. در بیت الله الحرام متولد گردید و در دامان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پرورش یافت و به عنوان اولین مرد در جهان به وجود نازنین آن حضرت ایمان آورد در مسجد و عبادتگاه حضرت حق به شهادت رسید و 63 سال عمر نازنین خود را در این جهان گذراند. همین بس باشد که 1400 سال از تاریخ پر افتخار امام علی (سلام‌الله‌علیه) می‌گذرد و اگر 1400 سال دیگر هم بیاید وبگذرد هرگز بشر نمی‌تواند کن و وجود نازنین آن حضرت را بشناسد زیر او الهی بود الهی زیست الهی به شهادت رسید و هرگز شرک به خداوند متعال را در دل خود راه نداد.

از خدوند متعال می‌خواهم که نظرلطف و عنایتش را از ما بندگان گنهکارش نگیرد و ما را به راه راست (اهدنا الصراط المستقیم) که همین عبادت و بندگی و ایمان بر رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) و امامت اهل البیت (سلام‌الله‌علیهم) او است هدایت فرماید

 




[1] ترجه کشف الغمه محقق اربلی 1/531

[2] ترجمه کشف الغمه محقق اربلی 1/511

[3] ترجمه کشف الغمه محقق اربلی 1/531.

[4] نهج البلاغه صبحی صالح خطبه 6

[5] نهج البلاغه صبحی صالح خطبه 4

[6] نهج البلاغه صبحی صالح خطبه 3

 

/ 0 نظر / 64 بازدید