ام سلمه گوید: در یکى از روزها پیغمبر به خواب رفته بودند، پس از اندکى ناگهان از خواب بیدار شدند و قدرى ناراحت و افسرده بنظر میرسیدند، بار دیگر به خواب رفتند و پس از اندکى باز بیدار گردیدند، و باز براى سومین بار خوابیدند، و هنگامى که از خواب برخاستند در دستشان مقدارى خاک قرمز بود.ام سلمه گوید: عرض کردم: این خاک چیست که در دست دارید؟ فرمود:اینک جبرئیل به من خبر داد که فرزند شما حسین علیه السّلام در زمین عراق کشته خواهد شد، من گفتم: یا جبرئیل زمینى که وى در آنجا کشته خواهد شد بمن نشان بده، اکنون این خاک که در دست دارم از آن زمین است.

 انس بن مالک گوید: فرشته موکل به باران از حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله اذن گرفت تا خدمت آن بزرگوار برسد، پیغمبر بوى اذن ورود دادند، در این هنگام به امّ سلمه فرمودند: مواظب در منزل باشید تا کسى داخل نگردد.در این وقت حسین بن على علیهما السّلام از راه رسید و به سرعت داخل خانه شد، و بر دوش حضرت رسول قرار گرفت، فرشته گفت: او را دوست دارى؟ فرمود: آرى گفت: امت شما در آینده نزدیکى وى را خواهند کشت، اگر میل دارید من اکنون زمینى را که او را در آنجا میکشند به شما نشان دهم.

فرشته موکل بر باران که در خدمت پیغمبر بودند، دست خود را بطرفى زد، و مقدارى خاک قرمز به آن جناب نشان داد، پس از این ام سلمه این خاک را گرفت و در گوشه جامه‏اش نگهدارى کرد، انس بن مالک گوید: ما مى‏شنیدیم که وى در کربلا کشته خواهد شد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


.: Weblog Themes By M a h S k i n:.